خرید بک لینک
سینما از بدو پیدایش با سیاست پیوندی یافت که اینک گره خوردگی این دو بر کس پوشیده نیست . سانسور، اعمال سیاست های حمایتی و استفاده ی ابزاری سیاستمداران را متأثر ساخته، و در مقابل سینما به بازگویی وقایع و نتایج اجتاعی تصمیمات سیاستمداران، افشاگری و دادن یک پیام سیاسی پرداخته است.


سینما از بدو پیدایش با سیاست پیوندی یافت که اینک گره خوردگی این دو بر کس پوشیده نیست . سانسور، اعمال سیاست های حمایتی و استفاده ی ابزاری سیاستمداران را متأثر ساخته، و در مقابل سینما به بازگویی وقایع و نتایج اجتاعی تصمیمات سیاستمداران، افشاگری و دادن یک پیام سیاسی پرداخته است.

در تاریخ شاهان مستبد ایران هر آنچه نو و بدیع بود، ابتدا به کاخ شاه و در خدمت قبله ی عالم رفت و هر آن چه به طبع شاهانه خوش می آمد به قصر برده می شد. رد مورد هنر هم همین طور، هر آن چه با هنر نسبتی داشت با ذوق و سلیقه ی شخص شاه و درک و منش خودسرانه اش گره خورد. پسرسش ساده ای مثل « اگر سفرهای شاهانه و سلطنتی به اروپا انجام نمی شد، سینما کی و چگونه به ایران می آمد؟» هرگز به پاسخ روشنی نرسید. ناصرالدین شاه بود که در سفرهای پی در پی به اروپا، شیفته ی عکس و عکّاسی شد و این امر مروج آن هنر در ایرن گشت. و این فرزند بیمار او مظفرالدین شاه بود که از سفر اروپایی دیگر دوربین فیلم برداری را با خود به این مرز و بوم آورد، هر چند که او بیست و پنج سال انتظار کشید تا بر تخت بنشیند.

نخستین بار به همت میرزا ابراهیم خان صحاف باشی تهرانی در خیابان چراغ گاز سالنی برای نمایش فیلم های کوتاه باز شد. اما با شیطانی خوانده شدن توسط مذهبیون تعطیل شد. سال بعد روسی خان غیر مسلمان و غیر ایرانی، سالن سینمایی را در تهران باز کرد. او کارش را با نمایش فیلم زنده باد روسیه ( که نام اصلی آن جنگ روسیه و ژاپن بود )، آغاز کرد.

امری که نشان دهنده ی گره خوردگی سینما و سیاست در ایران از همان بدو آغاز به کارش بود. گراند سینما اثر حسن هدایت ( ۱۳۶۸) ، آن سالن های سینما، وابستگی های به روس و انگلیس و معادل قرار دادن سینما با هجوم خصمانه ی معیارهای فرنگی و به آتش کشیده شدن سینماتوگراف توسط مجاهدان مشروطه ( اتفاقی که در جریان انقلاب ۵۷ نیز روی داد ) را روایت می کند.

روزی که رضاشاه ، نظامی ناتوان، بی قانون و ورشکسته را از احمدشاه گرفت و شاه مردم فقیر و درمانده و بی صنعت ایران شد، فیلم های روز جهان در تهران روی پرده ی سینما بودند. اعلان دولت در بدو به دست گرفتن حکومت: « ... شب ها سینماهای جدید طرز زراعت علمی در اروپا را نشان می دهند»، وقوف حاکمان نو بر عملکرد سینما به عنوان ابزاری کلیدی را می رساند. ابزار بی مانندی که باید بر مشروعیت سسلسله ی جدید صحه گذارد. نمایش فیلم سیروس کبیر و فتح بابل ابزاری تبلیغاتی در خدمت رضاشاه و مقایسه ی او با کورش به عنوان احیا کننده ی پارس بود. استفاده ی ابزاری از سینما توسط فرزند رضا شاه نیز ادامه یافت.

سانسور از همان سال های اولیه ورود و ترویج سینما در ایران مورد توجه بود و اجرا می شد. در بیست مهرماه هزار وسیصد و نه دولت لایحه ای را مبتنی بر جنبه های اخلاق گرایانه ، برای تصویب تهیه کرد و کم کم سانسور در ایران تثبیت می شد.

آبی و رابی نخستین فیلم سینمای ایران توسط آوانس اوگانیانس در سال ۱۳۰۹ ساخته شده، و به نمایش درآمد.

آبی و رابی

این فیلم تقلیدی از فیلم های غربی با یک زوج کمدی بود که غلامعلی سهرابی و محمد ضرابی بازیگران این زوج بودند ، این دو باکت و شلوار آراسته و کراوات آویخته ترکیبی فرنگی از جوان ایرانی دهه ی

۱۳۱۰ ارایه می دهند. اما در کل، این فیلم فرزند خلف این دوران بود و مردم رابه درآمدن از پیله های سنتی دعوت می کرد. نخستین نشریه ی سینمای ایران نیز در همین سال با نام سینما و نمایشات توسط علی وکیلی انتشار یافت.

آوانس اوگانیانس در سال ۱۳۱۱ حاجی آقا آکتور سینما را ساخت. فیلمی که مضمونش تقلای سینمای ایران برای مقبول افتادن نزد مردم عادی بود. حاجی آقا مرد سنتی و مذهبی، سینما را کفر می دانست ولی مرد جوان از آینده حرف می زد و فیلم متصدی سازش این دو قطب مخالف بود که تماشاگر را به بازنگری در دیدگاه خود درمورد سینما دعوت می کرد. دیدگاهی که سینما را عامل فساد و مروج معیارهای غربی می دانست.

دکتر حمیدرضا صدر / آفتاب/نقد فارسی

برچسب: نویسنده: محمد تاريخ: سه شنبه 13 اسفند 1392 ساعت: 10:43

صفحه بندی