در خواندن داستانهای علمی-تخیلی و فیلمها سلیقه خاصی دارم، من شخصا دوست دارم فیلم در عین تخیلی بودن، از جاده منطق خارج نشود و به عالم فانتزی و هجو دانش نزدیک نشود و در عین حال دارای اجزایی انسانی هم باشد. Oblivion گرچه در جزء اول مقداری نقص داشت، اما در زیر پوسته شیک آن، من اجزایی انسانی و قابل بحث را پیدا کردم.
فراموشی یا Oblivion

فیلم فراموشی یا Oblivion را دیشب دیدم، خوشبختانه فیلم ناامیدم نکرد و باید بگویم فراتر از یک فیلم علمی-تخیلی تابستانی بود.
در خواندن داستانهای علمی-تخیلی و فیلمها سلیقه خاصی دارم، من شخصا دوست دارم فیلم در عین تخیلی بودن، از جاده منطق خارج نشود و به عالم فانتزی و هجو دانش نزدیک نشود و در عین حال دارای اجزایی انسانی هم باشد. Oblivion گرچه در جزء اول مقداری نقص داشت، اما در زیر پوسته شیک آن، من اجزایی انسانی و قابل بحث را پیدا کردم.
فیلم بر اساس یک کامیک بوک منتشرنشده از ژوزف کوسینسکی ساخته شده است، کارگردان فیلم هم خوده بوده است، ما او را با فیلم مشهورتر TRON: Legacy به یاد میآوریم.
فراموشی یا Oblivion

اجازه بدهید از داستان فیلم چیزی لو ندهم و خیال شما را راحت کنم، این فیلم با بودجهای ۱۲۰ میلیون دلاری ساخته شده است و در سینما ۲۸۵ میلیون دلار فروش داشته است که قابل قبول به نظر میرسد.
ستارههای این فیلم تام کروز و مورگان فریمن هستند. بیشتر فیلمبرداری فیلم در ایسلند صورت گرفته است و عوامل فیلم با استفاده از طول روشنایی ۲۴ ساعته ایسلند در هنگام فیلمبرداری توانستند فیلم را به خوبی به پیش ببرند.
جلوههای ویژه فیلم بسیار خوب از آب درآمدهاند، کلی از جذابیت فیلم هم به خاطر بازسازی زمین بعد از جنگ و دیدین خرابههای امپایر استیت، پنتاگون، مجسمه یادبود واشنگتن، مجسمه آزادی و پل بروکلین است، صحنههای جنگ و گریز سفینهها هم دیدنی هستند، اما فیلم اگر میخواست تنها به اینها اتکا کند، اثر برتر علمی-تخیلی سال میلادی جاری (به گمان من) نمیشد.

نویسنده و کارگردان فیلم عشق و نوستالژی روزهای خوب گذشته را وارد فیلم کرده است، چیزهایی که برای جذاب کردن هر فیلمی کافی هستند.
و چه چیز جذابتر از وقتی که دو دلداده را در هر حال گوشی کردن به ترانه A Whiter Shade of Pale از گروه Procol Harum ببینیم؟
نه! من آنقدرها هم حافظه موسیقیایی خوبی ندارم، اما این ترانه زیبا را که سالها پیش رو کاست گوش کرده بودم، خیلی دوست داشتم و امروز با کمی جستجو وقتی ترانه را بعد از سالها گوش کردم، برایم بسیار خاطرهانگیز بود. در مورد این ترانه میتوانید در اینجا بخوانید. این هم اجرای ترانه در یک کنسرت.
اما میرسیم به آن جزء از فیلم که دوست داشتم:
چه چیز ما را ما میکند؟ DNA ما، ذات ما، خاطرات ما، آموزههای دوران کودکی، کتابهایی که خواندهایم یا آنچه دوست دارند در ذهن ما بگنجانند؟!
آیا امکان دارد که بشود از انسان یک توده بیشکل ساخت؟ آیا میشود انسانها را در قالبی استاندارد درآورد؟
ظاهرا علمی-تخیلی نویسها هم با ما همداستان هستند که همواره چیزی در خمیره انسان وجود دارد که جنون تسلط کامل بر انسان را بیاثر میکند.
شما ممکن است، انسان را به خواب مصنوعی ببرید، باعث شوید که او هویتاش را فراموش کند، اما در برهههایی عشق، خاطرات، نوازشها، سطرهای کتابها، ابیات غزلها، به خاطر او میآیند و همه معادلات را به هم میزنند.

دیالوگی از یک بخش خوب فیلم:
مورگان فریمن به( مالکوک بیچ) به تام کروز (جک هارپر) میگوید:
و مرکز افراد سفینه رو فرستاد، در باز شد و تو اومدی بیرون: فضانورد جک هارپر.
هزاران تن از شماها با حافظههای پاک شده، برنامه ریزیشده برای کشتن، اونا یکی از بهترین افرادمون رو گرفتن، اونو بر ضد ما کردن، بدون هیج احساسی، بدون انسانیت.
بعد، یک روز، تو رو دیدم که نشستی، درحال تعمیر یک پهپاد دیگه، اما توی آشفتهبازار اون روز، یه کتابی بود، تو برداشتیش، اونو مطالعه کردی و من فکر کردم که راهی به ذهنم رسیده.
وقتی که مقابل اون پهپاد ایستادی و اون زن رو نجات دادی، میدونستم، تو یکجایی اون تو بودی، فقط باید راهی برای برگردوندنت پیدا میکردم.
Oblivion (2013) 1080p BluRay x264
لینک دانلود فایل تورنت :
http://www.rodfile.com/yk6yku1fgygc
یک پزشک
برچسب:
نویسنده: محمد